در جای جای کتب مذهبی و البته کتب عرفانی، صحبت از خلیفه یا جانشین شده است. مکاتب مختلف فکری و عقیدتی نیز در مورد خلیفه صحبت‌های بسیاری داشته و در مرام و مسلک آنان نیز این مورد بیان شده‌است. در هر آئین و دین بر این مورد پافشاری شده و دلایل مختلفی برای لازم دانستن جانشینی عنوان و تاکید شده‌است.

به راستی جانشین کیست؟ چه کسی می‌تواند به مقام جانشینی دست پیدا کند؟

این سوال در وهله اول پاسخ آسانی خواهد داشت. پاسخی که کار را برای بسیاری از افراد ساده و سهل می‌کند و با این پاسخ می‌توانند برای خود توجیهاتی داشته باشند. توجیهاتی که اصلاً و ابداً برای یک انسان با فکر یا کسی که قدری درنگ و تامل در این سوال داشته باشد، نمی‌تواند مقبول باشد.

در ادیان و کتب مرتبط به آن‌ها، هنگامی‌که صحبت از جانشینی می‌شود منظور جانشینی خداوند است. در دین مسیحیت که سه گانه تثلیث ( پدر پسر روح القدس ) را مطرح می‌کند، منظور از پسر همان خلیفه اله است که مسیحیان عیسی را پسر خداوند می‌دانند ( نقل به مضمون ). قصد بنده نقد یا رَد‌کردن موضوع تثلیث نیست؛ بلکه تنها مثالی است که ذکر می‌شود. هر چند در قرآن این موضوع مردود اعلام شده است ( سوره نساء آیه ۱۷۱ ). برداشتی که برخی از فرقه‌های مسیحیت از تثلیث داشته‌اند این است که در اصل مسیح فرستاده خداوند و جانشین او در زمین است و در نتیجه سخن، حرف و حرکت مسیح از آنِ خداوند و مطهر و پاک است. همانطوری‌که در کتاب اصول اعتقادات کاتولیک ذکر شده : ما قائل به سه خدا نیستیم. بلکه اعتقاد به یک خدای واحد در سه شخص داریم. این اصل تفکیک ناپذیری است.

در دین اسلام این امر به نوعی کلی‌تر و روان‌تر بیان شده است : إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً . ما در زمین خلیفه ایی قرار می‌دهیم.

این آیات که به بحث خلقت آدم، قرار دادن آدم در زمین و موارد مرتبط را مطرح می‌کند، جزو آیاتی است که یکی از اهداف خلقت را نیز مشخص کرده‌است و آن چیزی نیست جز : جانشینی خداوند.

برگردیم به سوال اول : خلیفه الله چه کسی ( یا کسانی ) می‌تواند باشد؟

برای پاسخ به این سوال می‌بایست سوال دیگری مطرح کنیم و آن این‌که : مشخصات جانشین یا خلیفه چیست؟

پاسخ این است : جانشین کسی‌است که پس از مدتها کارآموزی و درک و فهمیدن موضوعات مختلف می‌تواند بین خوب و بد تمیز قائل شود.

شاید تعریف بالا بهترین تعریف از جانشین نباشد؛ ولی می‌تواند در این خصوص کمک بسیاری کند. اگر بخواهیم در مورد خصوصیات جانشین صحبت کنیم شاید به اندازه یک کتاب قادر به نوشتن باشیم. منتها در اینجا به چند مورد اشاره و باهم بررسی می‌کنیم :

۱-    جانشین باید کارآموزی کرده باشد.

یکی از ویژگی‌های جانشین این است که قبلاً در مورد آن کار کارآموزی کرده و نزد استاد، کار را فراگرفته باشد. می‌دانیم که داشتن سواد به تنهایی کافی نیست و کسی که قصد دارد کار واقعی انجام دهد می‌بایست مدتی کارآموزی کرده باشد. کارآموزی عمل به دانشی است که بصورت تئوری آن را خوانده‌ایم. فرض کنید شخصی دارای مدرک دکترای مهندسی عمران است. این فرد مادامی که شروع به کار مهندسی نکند و پروژه‌ایی را اجرا نکند، نمی‌تواند بصورت کامل از دانش خود استفاده کند. چرا که ممکن است برخی اوقات سواد تئوری و کار عملی با یکدیگر تفاوت داشته باشند. هر چند این تفاوت بسیار کوچک و اندک باشد.

۲-    فهمیدن و علم داشتن به موضوع

مورد دیگری که می‌توان به آن اشاره داشت بحث داشتن علم نسبت به آن موضوع است. یعنی فرد دانش انجام دادن آن کار را داشته باشد. این دانش ممکن است بصورت عملی یا بصورت تئوری توسط آن شخص کسب شده باشد. این عالم بودن به موضوع یعنی چیزی در آن مورد وجود نداشته باشد که فرد از آن بی اطلاع باشد و قدرت تحلیل و بررسی آن را نداشته باشد.

۳-    اختیار برای انجام دادن یا انجام ندادن کار

بحث اختیار یکی از مباحثی است که بسیار روی آن تاکید شده است. اینکه اگر قرار باشد شخصی کاری را انجام دهد باید اختیار داشته باشد. آن هم اختیار کامل نه اختیار ناقص. یکی از ویژگی‌هایی که انسان در این زندگی دارد این است که اختیار کامل و صد در صد نسبت به انجام رفتارهای خود دارد. این موضوع بخشی از وجه تمایز انسان نسبت به سایر موجودات منجمله گیاهان و جاوران است. زیرا الباقی موجودات دارای اختیاری نسبی هستند و دایره و محدوده تصمیماتشان یک دایره محدود است.

۴-    قدرت تشخیص

داشتن قدرت تشخیص و تمیزدادن موضوعات که کدام‌یک خوب و پسندیده و کدام‌یک شر و ناپسند است نیز یکی از ویژگی‌های جانشین است. این‌که بتواند بین هزاران مورد و اتفاق، سِره را از نا سِره، خوب را از بد، زشت را از زیبا تشخیص دهد. انسان به واسطه قدرتی که از طرف خداوند متعال به او داده شده، موجودی است که می‌تواند بهترین تشخیص و درست‌ترین تشخیص را بدهد.

۵-    جانشین مسئولیت‌پذیر است

فردی که جانشین است، دارای بار مسئولیت است و آن مسئولیت را قبول می‌کند. اگر اشتباه یا خطایی در کار رخ دهد، حتی اگر آن پیشامد از طرف خودش نباشد، بواسطه داشتن مسئولیت، آن را می‌پذیرد و برای جبران خسارات وارده همه کار می‌کند. این داشتن مسئولیت باعث می‌شود که هر کاری انجام ندهد، هر جایی نرود، هر حرفی نزند. چرا که خوب فهمیده و متوجه شده که هر عملی که از او رخ دهد و هر صفتی که به او نسبت دهند در واقع عمل یا صفتی است که به‌نام کسی که جانشین او است نسبت و نگاه می‌شود. پس جانشین بسیار مراقب است.

 

 

مواردی که ذکر شد تنها گوشه‌ایی از خصوصیاتی است که یک جانشین بایستی دارا باشد. مقام جانشینی مقام بسیار سخت و مشکلی است. چه بسا افرادی بودند که ادعای این جانشینی را داشتند؛ ولی در عمل و در حین انجام کار به مشکلات و موانعی رسیدند که یا از راه مستقیم گمراه شدند یا عطای کار را به لقایش بخشیده و سر در گریبان خود فرو بردند.

مقام جانشینی خداوند یا همان مقام خلیفه الهی که در کتب آسمانی به آن اشاره شده چیزی جز مثل او شدن و مانند او شدن نیست. این مقامی است که خداوند وعده آن را به بنی آدم داده است. این مقامی است که ما از آن آگاه هستیم و می‌دانیم که بایستی به آن دست پیدا کنیم.

به نظر می‌رسد برای دستیابی به این مقام راه زیادی باید برویم. ولی به باور عرفا، بهترین راه برای رسیدن به این مقام، محو شدن است.

آن‌گونه که در مقالات قرب نوافل نیز به آن اشاره شده است.

 


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *