در برخی آیات و روایات یا برخی متون قدیمی و دیگر کتب الهی نقل‌هایی مطرح می‌شود که اگر با جدیت و سعه‌صدر و البته کمی تحقیق به آن‌ها نظر نکنیم، بیراهی و ظلمت را در پیش خواهیم داشت و نوعی کفر در ما ایجاد می‌کند. یکی از این موارد بحث نیازمندی خداوند است.

سوالات بسیاری از من پرسیده شده است. مثلاً چه نیازی به خلقت آدم و انسان بوده ؟

چه نیازی به طی کردن مسیری که ابتدا و انتهایش به او می‌رسد ( إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ  ) ؟

یا آن‌که اصلاً چه نیازی به صحبت و یا به قولی اجازه یا مشورت خداوند از فرشتگان برای خلقت آدم و توضیح خداوند به ایشان در آن مورد بود ؟

این قبیل سوالات و سوال‌های مشابه دیگر، فکر و ذهن بسیاری را درگیر و مشغول خود کرده است. در این میان هستند دوستان و همراهانی که به علت شرم و حیا یا ترس از پرسیدن سوالات خود، از مسیر تعالی منحرف می‌شوند. در این نوشتار سعی در توضیح این موارد خواهم داشت.

 

نیاز یک وابستگی است. یک چیزی که در درون تمام هستی قرار داده شده است. هر موجود یا آفریده شده‌ایی به حداقل یک چیز نیاز دارد. البته تقریباً تمامی موجودات به موارد بسیار زیادی برای بقا و حیات خویش نیاز دارند. نیاز یک موضوع کاملاً طبیعی است.

این را هم بدانیم، نیاز موضوعی است که کاملاً وابسته به عالم مشهود است. عالم مشهود عالمی است که با حواس پنجگانه ما قابل درک است. در مقابل آن، عالم غیب قرار دارد که با این حواس پنجگانه قابل درک نیستند که عالم خیال یکی از آن عوالم است. پس وقتی ما در مورد نیاز یک موجود صحبت می‌کنیم، بایستی او را ببینیم و درک کنیم.

حال برگردیم به موضوع اصلی : آیا خداوند نیازمند است ؟

جواب فقط یک جمله است : خداوند نیازمند هیچ چیز و هیچ کس نیست.

ممکن است پرسیده شود که اگر نیازمند نیست چرا مکالمه‌ایی میان او و فرشتگان در مورد خلقت صورت گرفته و چرا خدا به فرشتگان در این موضوع توضیح داده است ؟

برای پاسخ به این سوال پیشنهاد می‌کنم که زاویه دید خودمان را تغییر بدهیم. بیاییم از زاویه‌ایی متفاوت به آن نگاه کنیم. زاویه‌ایی که به نکات زیر اشاره می‌کند :

اول زمان برای خداوند وجود ندارد. یعنی سن و سال شامل خداوند نمی شود ( لاتَأخُذُهُ سِنَهٌ ولانَومٌ).

دوم خداوند وابسته به مکان نیست که نیازی به خدمتگذار و خدم و حشم داشته باشد.

سوم خداوند وابسته به هیچ موجودی نیست که بخواهد او را در کنار خودش جای دهد.

چهارم خداوند نه نیازی به مشورت دارد و نه صحبت کردن؛ چه جای آن‌که بخواهد اجازه هم بگیرد. چرا که او مصداق بشود و شد ( کُن فَیَکُونُ ) است.

این موارد و بسیاری موارد دیگر برای ما روشن می‌کند که موضوع آن‌گونه که نقل شده نیست. اما این‌که چرا به صراحت در قرآن یا بصورت داستان در انجیل بحث خلقت آدم و موضوعات دیگر مطرح شده، علت دیگری دارد.

علت آن است که انسان با یک روایت یا داستان ( مثل داستان‌هایی که برای درک موضوعات مختلف مانند جاذبه زمین، همپوشانی فضا و زمان و مکان یا حتی بحث اساطیری چون رستم و سهراب و اسفندیار ) بهتر می‌تواند متوجه موضوع شود و راحت‌تر آن‌را درک می‌کند. مثلاً ما وقتی می‌خواهیم در خصوص شجاعت و پهلوانی صحبت کنیم داستان رستم را مثال می‌زنیم. یا هنگامی‌که از عدل می‌گوییم، داستان‌ها و اعمال امام علی ( ع ) را نقل می‌کنیم که چگونه به عدالت رفتار می‌کردند.

موضوع بحث اصلی ما نیز این است. ممکن است جا و مکانی وجود نداشته باشد که خداوند بر تخت نشسته و فرشتگان در کنارش باشند و مشغول صحبت و سخن در باب خلقت آدم و چرایی وجود و آفرینش او توضیح دهند.

این مکالمه می‌تواند بصورت روایت و داستان مطرح شده باشد تا آن‌که ما انسانها از آن موضوع استفاده کنیم و در اصل متوجه شویم که چه مقامی داریم.

مقامی که خداوند دستور داد تمام ارکان هستی و فرشتگان و ملائک بر ما سجده کنند. مقامی که خداوند وعده داد که عنوان جانشینی را برعهده ما گذارد. مقامی که باعث دادن علم الهی از طرف خداوند به آدم شد. و بسیار مقام‌های دیگری که هیچ‌کدام از مقربان درگاه خدا به آن نرسیده‌اند.

این‌گونه روایت و گفتارها بیشتر به این علت است تا بتوانیم درک کنیم که چه جایگاهی در بین موجودات عالم داریم. از عرش الهی تا کوچکترین موجودی که در عالم وجود دارد، همگی بر آدم و بنی آدم سجده کردند. وقتی می‌گوییم همه این موضوع شامل فرشتگان مقرب الهی نیز شده است.

 

تصور می‌کنم بهترین تعبیر یا تفسیر را در خصوص جایگاه آدم، سعدی علیه الرحمه گفته است :

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی                          که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند                       بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

 


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *